دوشنبه 29 آبان 1396 برابر با 20 نوامبر 2017

سيستمهاي مديريتي

دنيا در سال پاياني قرن بيستم دچار تحولات انفجارگونه اي بوده است. فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و نظام كمونيستي ، پديد آمدن اروپاي متحد در بعد سياسي و اقتصاد، پررندگ شدن كنترلهاي بين المللي حاصل از قوانين محيط زيست ، ايمني و بهداشت حرفه اي، حمايت از مصرف كننده و جهاني شدن اقتصاد ، توسعه فن آوري ارتباطات و مخابرات و اطلاع رساني در بعد تكنولوژي و از طرف ديگر افزايش انتظارات مشتريان به دليل داشتن امكان انتخاب ، همه و همه فشار سنگيني را بر سازمانهايي كه بخواهند در دنياي رقابتي امروز پايدار و استوار باقي بمانند، وارد مي آورد. مديران ديگر قادر نيستند با ساختار كهنة (( مديريت كلاسيك)) كه بر محور تيلوريزم (Taylorism) استوار بوده و از يكصد سال پيش باقي مانده اند، سازمانها را در پيچ و خم مشكلاتي كه از هر سو آنها را احاطه كرده است، اداره و راهبري كنند. طي دو دهة اخير، مديريت كيفيت (Quality management) به عنوان يك تكنولوژي جديد در مديريت عرضه شده و قابليت هاي خود را ظاهر كرده است. بطوريكه بسياري از سازمانها، دولتها و مجامع بزرگ از جمله اتحاد اروپا، استقرار اين شيوة مديريت را در سطح كلان جزء برنامه هاي استراتژيك خود قرار داده اند. كيفيت(Quality) يعني رضايت مشتري از طريق تامين نيازها و انتظارات وي، باور و اعتقاد كليه كاركنان و دست اندركاران سازمان به كيفيت،نقطه شروع تمامي فعاليتها،معرفي شده است. البته باور چيزي نيست كه بتوان يك شبه معجون آنرا نوشيد و يا داروي آن را تزريق كرد.

تلاش براي تغييرات دروني در افراد، بايد همگام با طراحي واجراي سيستم هاي راهبري- اجرايي- نظارتي و كنترلي باشد، كم نيستند سازمانهايي كه مملو از افراد سرخورده،بي انگيزه و منفي باف شده اند كه اصولاً با هر نوع تحول و نوآوري و يا هرگونه بهبود در سازمان خود مخالفت كرده و يا نسبت به آن ها بدبين هستند. و اينها شايد همگي به علت فقدان يك سيستم منسب جذب، نگهداري، حفظ ، بهينه سازي و ارتقاء نيروي انساني اتفاق افتاده است.

كشور ما ايران نيز با توجه به منابع غني و موقعيت استراتژيك و محور قراردادن نيروي انساني جوان و با استعداد ، بايد ايجاد تحول در ابعاد مختلف در عرصة رقابت جهاني حضوري استقرار داشته باشد. يك بررسي كارشناسانه به سادگي مشخص مي كند كه براي تبديل اين قابليت ها از قوه به فعل و همچنين اجراي موفق برنامه هاي پنجساله، چاره اي جز ايجاد تحول در نظام مديريتي كشور اعم از بخش دولتي، خصوص، توليدي و خدماتي به سوي ((مديريت كيفيت)) وجود ندارد.هدف نهايي از طرح و ايجاد استانداردهاي سري ISO 9000 ، ISO 14001 ، OHSAS 18001 ، كمك به سازمانها براي موفقيت در رقابت ، راهبري و هدايت موثر سازمان است. از طرف ديگر دنيا باور كرده است كه كرة زمين تنها محل زيست موجودات از جمله انسان در خطر قرار گرفته است. از بين رفتن تنوع زيستي، تخريب خاك، آب و هوا و ديگر بحرانهاي زيست محيطي لزوم توجه هرچه بيشتر به مديريت محيط زيست(Environmental Management) را بيش از پيش نمايان تر ساخته است.اولين قدم براي دستيابي به مديريت خردمندانه محيط زيست ، شناخت محيط زيست است.اكنون ديگر شناخت محيط زيست منحصر به عوامل آلاينده و مخرب محيط زيست نيست. بلكه براي شناخت جامع نگر به محيط زيست بايد نسبت به شناخت نهادهاي مسئول حفظ محيط زيست ، شناخت برنامه هاي پنجساله و چشم انداز بيست سالة جمهوري اسلامي ايران، شناخت نقش سازمانهاي دولتي و خصوصي و  NGO ها و همچنين شناخت عوامل موثر در تخريب و آلودگي محيط زيست اقدام نمود. از طرف ديگر صنعتي شدن جوامع بشري و ايجاد كارخانه ها و صنايع بزرگ و همچنين رشد روز افزون و سريع تكنولوژي در جهان موجب گرديد كه انسان در معرض خطر و تهديد آن چيزهايي قرار گيرد كه خود با دست خود ساخته و ايجاد كرده است. با يك مقايسه آماري از ميزان خسارت ناشي از حوادث محيط كار و اثرات سوء آنم در روحيه كارگران كه پارامتر مهمي در راندمان و بهره وري توليدات ، به اين نتيجه مي رسيم كه مديريت كارخانجات و موسسات دولتي و خصوصي مي بايست امور بهداشت، حفاظت و ايمني را جزئي از كار توليدي به حساب آورند و به همان اندازه كه به كميت و كيفيت توليد با هزينه حداقل فكر مي كنند به مقررات و موارد ايمني و بهداشت ، حفاظت و ايمني پيش قدم نباشد، سرپرستان ، مهندسين و ديگر مسئولين نمي توانند نتايج ثمر بخشي را در اين رابطه بدست آورند.
منطقه 8 عمليات انتقال گاز با برخورداري از تاسيسات تقويت فشار و اندازه گيري گاز، مراكز بهره برداري خطوط لوله، مراكز مخابراتي، ايستگاههاي شير بين راهي و ايستگاههاي حفاظت كاتديك، مسئوليت خدمات انتقال گاز در محدودة شمالغرب كشور جهت مصارف صنعتي ، تجاري و خانگي و همچنين صادرات گاز به كشورهاي همسايه شامل تركيه ، جمهوري آذربايجان­(نخجوان) ، ارمنستان و اروپا را مطابق با استانداردها و مقررات بين المللي و شركت ملي گاز ايران به عهده داشته و با انتخاب استانداردهاي ISO 9001:2000 ، ISO 14001:2004 ، OHSAS 18001:2007 و استقرار نظام مديريت يكپارچه (IMS) مصمم است با اهتمام به پرسنل سخت كوش و مديريت كارآمد منطقه، جهت رسسيدن به اهداف عاليه شركت انتقال گاز ايران ، هر چه بيشتر تلاش نموده و در مسير حركت به سمت تعالي سازماني(EFQM) گامهاي اساسي را بردارد.

دنيا در سال پاياني قرن بيستم دچار تحولات انفجارگونه اي بوده است. فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و نظام كمونيستي ، پديد آمدن اروپاي متحد در بعد سياسي و اقتصاد، پررندگ شدن كنترلهاي بين المللي حاصل از قوانين محيط زيست ، ايمني و بهداشت حرفه اي، حمايت از مصرف كننده و جهاني شدن اقتصاد ، توسعه فن آوري ارتباطات و مخابرات و اطلاع رساني در بعد تكنولوژي و از طرف ديگر افزايش انتظارات مشتريان به دليل داشتن امكان انتخاب ، همه و همه فشار سنگيني را بر سازمانهايي كه بخواهند در دنياي رقابتي امروز پايدار و استوار باقي بمانند، وارد مي آورد. مديران ديگر قادر نيستند با ساختار كهنة (( مديريت كلاسيك)) كه بر محور تيلوريزم (Taylorism) استوار بوده و از يكصد سال پيش باقي مانده اند، سازمانها را در پيچ و خم مشكلاتي كه از هر سو آنها را احاطه كرده است، اداره و راهبري كنند. طي دو دهة اخير، مديريت كيفيت (Quality management) به عنوان يك تكنولوژي جديد در مديريت عرضه شده و قابليت هاي خود را ظاهر كرده است. بطوريكه بسياري از سازمانها، دولتها و مجامع بزرگ از جمله اتحاد اروپا، استقرار اين شيوة مديريت را در سطح كلان جزء برنامه هاي استراتژيك خود قرار داده اند. كيفيت(Quality) يعني رضايت مشتري از طريق تامين نيازها و انتظارات وي، باور و اعتقاد كليه كاركنان و دست اندركاران سازمان به كيفيت،نقطه شروع تمامي فعاليتها،معرفي شده است. البته باور چيزي نيست كه بتوان يك شبه معجون آنرا نوشيد و يا داروي آن را تزريق كرد.

تلاش براي تغييرات دروني در افراد، بايد همگام با طراحي واجراي سيستم هاي راهبري- اجرايي- نظارتي و كنترلي باشد، كم نيستند سازمانهايي كه مملو از افراد سرخورده،بي انگيزه و منفي باف شده اند كه اصولاً با هر نوع تحول و نوآوري و يا هرگونه بهبود در سازمان خود مخالفت كرده و يا نسبت به آن ها بدبين هستند. و اينها شايد همگي به علت فقدان يك سيستم منسب جذب، نگهداري، حفظ ، بهينه سازي و ارتقاء نيروي انساني اتفاق افتاده است.

كشور ما ايران نيز با توجه به منابع غني و موقعيت استراتژيك و محور قراردادن نيروي انساني جوان و با استعداد ، بايد ايجاد تحول در ابعاد مختلف در عرصة رقابت جهاني حضوري استقرار داشته باشد. يك بررسي كارشناسانه به سادگي مشخص مي كند كه براي تبديل اين قابليت ها از قوه به فعل و همچنين اجراي موفق برنامه هاي پنجساله، چاره اي جز ايجاد تحول در نظام مديريتي كشور اعم از بخش دولتي، خصوص، توليدي و خدماتي به سوي ((مديريت كيفيت)) وجود ندارد.هدف نهايي از طرح و ايجاد استانداردهاي سري ISO 9000 ، ISO 14001 ، OHSAS 18001 ، كمك به سازمانها براي موفقيت در رقابت ، راهبري و هدايت موثر سازمان است. از طرف ديگر دنيا باور كرده است كه كرة زمين تنها محل زيست موجودات از جمله انسان در خطر قرار گرفته است. از بين رفتن تنوع زيستي، تخريب خاك، آب و هوا و ديگر بحرانهاي زيست محيطي لزوم توجه هرچه بيشتر به مديريت محيط زيست(Environmental Management) را بيش از پيش نمايان تر ساخته است.اولين قدم براي دستيابي به مديريت خردمندانه محيط زيست ، شناخت محيط زيست است.اكنون ديگر شناخت محيط زيست منحصر به عوامل آلاينده و مخرب محيط زيست نيست. بلكه براي شناخت جامع نگر به محيط زيست بايد نسبت به شناخت نهادهاي مسئول حفظ محيط زيست ، شناخت برنامه هاي پنجساله و چشم انداز بيست سالة جمهوري اسلامي ايران، شناخت نقش سازمانهاي دولتي و خصوصي و  NGO ها و همچنين شناخت عوامل موثر در تخريب و آلودگي محيط زيست اقدام نمود. از طرف ديگر صنعتي شدن جوامع بشري و ايجاد كارخانه ها و صنايع بزرگ و همچنين رشد روز افزون و سريع تكنولوژي در جهان موجب گرديد كه انسان در معرض خطر و تهديد آن چيزهايي قرار گيرد كه خود با دست خود ساخته و ايجاد كرده است. با يك مقايسه آماري از ميزان خسارت ناشي از حوادث محيط كار و اثرات سوء آنم در روحيه كارگران كه پارامتر مهمي در راندمان و بهره وري توليدات ، به اين نتيجه مي رسيم كه مديريت كارخانجات و موسسات دولتي و خصوصي مي بايست امور بهداشت، حفاظت و ايمني را جزئي از كار توليدي به حساب آورند و به همان اندازه كه به كميت و كيفيت توليد با هزينه حداقل فكر مي كنند به مقررات و موارد ايمني و بهداشت ، حفاظت و ايمني پيش قدم نباشد، سرپرستان ، مهندسين و ديگر مسئولين نمي توانند نتايج ثمر بخشي را در اين رابطه بدست آورند.

منطقه 8 عمليات انتقال گاز با برخورداري از تاسيسات تقويت فشار و اندازه گيري گاز، مراكز بهره برداري خطوط لوله، مراكز مخابراتي، ايستگاههاي شير بين راهي و ايستگاههاي حفاظت كاتديك، مسئوليت خدمات انتقال گاز در محدودة شمالغرب كشور جهت مصارف صنعتي ، تجاري و خانگي و همچنين صادرات گاز به كشورهاي همسايه شامل تركيه ، جمهوري آذربايجان­(نخجوان) ، ارمنستان و اروپا را مطابق با استانداردها و مقررات بين المللي و شركت ملي گاز ايران به عهده داشته و با انتخاب استانداردهاي ISO 9001:2000 ، ISO 14001:2004 ، OHSAS 18001:2007 و استقرار نظام مديريت يكپارچه (IMS) مصمم است با اهتمام به پرسنل سخت كوش و مديريت كارآمد منطقه، جهت رسسيدن به اهداف عاليه شركت انتقال گاز ايران ، هر چه بيشتر تلاش نموده و در مسير حركت به سمت تعالي سازماني(EFQM) گامهاي اساسي را بردارد.

ارتباط با ما

عضویت در خبرنامه سایت